
|
تاريخ خبر: بررسي عوامل مخرب رودخانههاي كشور(2) رودخانههاي آلوده، محيط زيست ناپايدار
![]() |
|
آلودگي گسترده نيمي از رودخانههاي كشور، نگراني جدي براي آينده است و آثار مخرب آن ، همه موجودات زنده را دربرميگيرد. فاضلابهاي صنعتي، بيمارستاني و خانگي و نيز پسماند سموم و كودهاي كشاورزي به رودخانهها سرازيرند و همگي نشان از نامهرباني انسان با طبيعت دارد. ادامه اين روند موجب نابودي تدريجي محيطزيست خواهد شد و بازگشت به وضعيت اوليه شايد ناممكن باشد و شايد بسيار دور از دسترس فقط در بخش پيشين اين گزارش بحث فراگير شدن آلودگي رودخانههاي كشور را بررسي كرديم و اينك وضعيت اين آلودگي را در رودخانههاي مختلف ارزيابي ميكنيم. *** دکتر اسماعيل کهرم، زيست بومشناس به روزنامه اطلاعات ميگويد: توان رودخانه براي خودپالاييِ خويش يک حد و اندازهاي دارد. اين گونه نيست که ما اقيانوسي از آشغال در آن بريزيم و سپس بگوييم چون ساکن نيست و جاري و ساريست، بنابراين آلودگي را از خود ميزدايد. حقيقت آن است که رودخانههاي ما بيمارند و متأسفانه ما بيمارشان کرديم. وي ميافزايد: رودخانهها درحالي که لحظه به لحظه از سوي انسان مسموم ميشوند، آن سمها را به دوش ميگيرند و در سر راه خود کمي به ماندابها و کمي به گندابها ميدهند و باقيمانده را ميبرند و ميريزند به تالاب و دريا. بنابراين آلودگي رود، پيامدش آلودگي درياست. کهرم ادامه ميدهد: زبالههاي واردشده به رودخانهها سه دستهاند:1- فاضلابهاي دستشويي خانههايي که مستقيم لوله کشيدهاند به رودخانهها؛ که اگر چه منظره بسيار زشتي را نمايان ساختهاند ولي از ديگر آلايندهها، زيانبارتر نيستند. 2- سموم دفع آفات نباتي و کود؛ که سبب رشد بيرويهِ ني و آزولا ميشود. و 3- پسابهاي صنعتي کارخانهها که بدترين نوع و خطرناکترين آلودگي است مانند: کارخانه کاغذسازي که زهرآباش را به دز ميريزد و آب تهران را آلوده ميکند. و در شمال: کارخانه باتريسازي که يکبار سه ميليون بچهماهي را در سفيدرود کشت. و پسآبي که به تالاب شادگان رفت و يک و نيم ميليون بچهماهي را تلف کرد؛ و فضولات يک تاسيسات صنعتي که به خليج فارس ريخت و دلفينها را از بين برد. دکتر کهرم در پايان به نکته جالبي اشاره ميکند مبني بر اين که در گذشته، نياکان ما هرجا رودي ميديدند به کنارهاش ميرفتند و تمدني بپا ميداشتند و رود برايشان مقدس بود و از آباش استفاده ميکردند بيآنکه آلودهاش کنند؛ ولي ما امروزه هرجا رودي ميبينيم، به جاي حفاظت از آن، تاسيسات صنعتي و شيميايي و بهداشتي خود را ميبريم بر کنارهاش بنا ميکنيم و هر بلايي خواستيم بر سر رود ميآوريم. 2- مازندرا رودخانههاي موجود در مازندران، نياز اين استان را به شن و ماسه به طور کامل تأمين نميکند و اين استان با کمبود حدود 6 ميليون مترمكعب شن و ماسه در سال مواجه است و اين كمبود مصالح، سبب فشار دوچندان بر روي رودخانهها شده است و اين در حالي است که بسياري از کارشناسان يکي از راههاي نجات رودخانهها را خريد حريم آنها ميدانند تا از آلودگي و دستبرد در امان بمانند. برآوردهاي كارشناسي نشان ميدهد که حجم توليدي پسآب استان مازندران يك هزار ميليون مترمكعب است که بيشترينش از آنِ زهآب كشاورزي و فاضلاب بهداشتي و پس از آن پسابهاي صنعتي و خدمات شهري و روستايي است؛ و اين حجم از آلودگي در حالي است که هنوز مازندران از نظر صنعتي، رشد چنداني نداشته است. از سوي ديگر پروژههاي آب و فاضلاب استان براي مهار و جمعآوري فاضلابها به كندي پيش ميرود و تا 10 سال ديگر خيلي از شهرهاي استان نميتوانند مرتبط به شبكه جمعآوري و تصفيه فاضلاب شوند. سالانه 170 هزار تن كود شيميايي و 5 هزار تن سم كشاورزي تنها در مازندران مصرف ميشود كه همه در چرخه خود به شکل پسآب، روانه رودخانههاي اين استاناند. 3- زايندهرود بسياري از ماهيان از دريا براي تخمريزي به رودخانهها ميآيند و اگر بستر مناسب که يکياش ژرفاي آب است، براي زادآوري آنها فراهم نباشد از جمعيتشان بيش از پيش كاسته خواهد شد و سلامت زندگي صيادان را که روزيشان به سلامت رودها پيوند خورده، رو به تيرگي ميبرد. براي حل اين مشكل بايد به جاي رود در انديشه تأمين مصالح ساختماني از كوهها باشيم و دست از سر رودها برداريم. وقتي با دکتر کهرم از برداشت گزاف شن و ماسه از بستر رودخانهها از جمله زايندهرود گفتيم که سبب افتادگيِ سطح آب آن شده و ديگر ماهيان نميتوانند براي تخمريزي به نقاط بالادست رود بيايند، وي ضمن تائيد اين حرف افزود که برداشت بيبرنامه شن و ماسه از رودخانهها افزون بر کاهش سطح آب، مواد مغذي ماهيان را نيز از بين ميبرد و از ژرفايش ميکاهد و رود را چند شاخه ميکند. به عنوان نمونه تاکنون دويست متر مصب سفيدرود تغيير کرده و به انحراف کشيده شده است. به باور اين زيستبومشناس، رود يک موجود زنده است و مانند انسان شخصيت دارد و از آنجايي که ميخواهد خود را با شرايط سازگاري دهد در بستر نويي که انسان با برداشت ماسه برايش گسترده، خود را پهن ميکند و از اين رو آباش به ميزان زياد در زمين فرو ميرود و مقدار کمي به دريا ميرسد که تنها يک پيامد ناگوارش شورشدن هرچه بيشتر آب درياست. کهرم ادامه ميدهد: همين بلا سر زايندهرود نيز آمد. اين رود ديگر آباش به گاوخوني نميرسد و برداشت بيبرنامه ماسه از آن و نيز پديده خشکسالي سبب شده که اکنون زايندهرود تبديل شود به اشگ مورچهاي. 4- دلفان رودخانه «گنجينه» و رودخانه «بادآور» دو رودخانه شهرستان دلفان هستند که با عبور از مرکز اين شهرستان به دليل آلودگي زياد، خطري مهم براي سلامت مردم محل ايجاد کرده است. در شهرستان دلفان، رودخانههاي گنجينه و بادآور، هر دو از ريزش فاضلاب در آنها در رنجاند. مسير جاري اين رودخانهها از بافتهاي مسکوني شهر نورآباد است و در افراد بومي توليد بيماري ميکند. ورود زبالههاي شهري به آب رودخانهها، استفاده جانوران روستاهاي دور و بر از آب رود و وجود کشتارگاه دام اين شهرستان از جمله دلايل آلودگي و بوي بد اين رودخانهها است. روزانه بيش از 15 هزار متر مکعب فاضلاب وارد رودخانههاي نورآباد ميشود که اين امر سلامت شهروندان نورآبادي را تهديد کرده است. کار ساخت تصفيهخانه فاضلاب شهرستان نورآباد نيز از هشتسال پيش آغاز شده که به علت کمبود اعتبارات، ادامه کار با مشکل مواجه شده است. محمد اميري سرپرست شهرداري نورآباد، لايروبي بدون مراقبتهاي بعدي را بيفايده ميداند و بر اين باور است که با وجود لايروبي هرساله، باز هم با ورود فاضلاب شهري و زبالههاي مردم، وضعيت به حال نخست بر ميگردد. وي همچنين پيرامون استفاده جانوران روستاهاي دور و بر از آب اين رودخانهها تاکيد ميکند که برابر قانون، مسئوليت پيگيري تخلفات به دوش مرکز بهداشت شهرستان است نه شهرداري. ديگر رودها بر اساس يک گزارش زيستمحيطي از رودخانه «كر» استان فارس، «قره سو» كرمانشاه، «شفارود» و «زرجوب» گيلان، «رهسو» مازندران، «شاهرود» سمنان، «زاينده رود» اصفهان، «زرينرود» آذربايجان غربي، «تلخهرود» آذربايجان شرقي «مند» و «هله» بوشهر و «اترك» خراسان به عنوان رودخانههاي بسيار آلوده نام برده ميشود. همچنين رودهاي «قرهچاي» همدان، «كارون» و «دز» خوزستان و «زنجان رود» به عنوان رودخانههاي نيمهآلوده كشور هستند و از آنجايي که بستگيِ تنگاتنگي بين رودها و آبخوانها هست، آلودگيهاي رودخانهها دامن کشيده و به آب دشت مغان, لنجان، اصفهان، خوزستان، شيراز، يزد، زاهدان، سيستان و بلوچستان، گرمسار، مجن و شاهرود نيز رسيده است. اهميت رودخانهها به عنوان رگههاي اصلي دريا بركسي پوشيده نيست. رودخانهها هم مواد ِ بيوژن(اسيدامينه) به دريا ميرسانند و هم کنام زادآوري ماهياناند. افزون بر ماهيسفيد که خانه اصلياش رودخانه است، و به جز كيلكا و كفال، همه ماهيهاي درياي خزر براي تخمريزي راهي مگر آمدن به رودخانهها ندارند و هرسال راهيِ بالادست رودخانههاي شيرود، گهرباران، تجن، سياهرود، بابلرود، هراز، سرخرود، خيرود، چالوس و تنكابن ميشوند و اکنون اين ماهيها با موانع زيادي روبرويند. افزون بر آلودگي، ايجاد شرايط نامناسب در مسير مهاجرت ماهيان مانند: بندهاي انحرافي و سدسازي و موانع زيرپل رودخانهها، صيد در فصل تخمريزي، بستهشدن مصب رود و استفاده آب رود براي کشاورزي و به هم زدن جريان آن از شمار اين موانعاند. دکتر اسماعيلکهرم در اين باره ميگويد: صيادان در جبهه مقدم اين چالشاند. آنها هم ماهي مورد استفاده خانواده خود را تهيه ميکنند، هم ماهي مورد نياز جامعه را. بنابراين اين مشکلات، افزون بر اين که از درآمد صياد ميکاهد، وي را واميدارد که به دست خود، ماهي آلوده تحويل بچههاي خود و جامعه بدهد. به باور کهرم, آب آلوده رودخانهها همچنين ماهيسراها و ميگوسراها را نيز که منبع اصلي تغذيهشان همين آب رودخانههاست به آلودگي ميکشد. دامنه آلودگي آب رودخانهها به سدهاي لار، لتيان و کرج نيز رسيده و آب تهران را به نيترات آلوده کرده که نتيجهاش ايجاد ناراحتي تنفسي در تهرانيهاست. آلودگيِ زيرزميني بر اساس اعلام سازمان حفاظت محيط زيست، پسآب كارگاههاي صنعتي در شمار آلوده كنندههاي درجه يک منابع آب محسوب ميشوند و آب چاهها، رودخانهها و زمينهاي كشاورزي را ميآلايد و با توجه به تماس فرآوردههاي كشاورزي با مواد آلودهزاي محلول در اين پسابها، امكان آلودهشدن اين محصولات و انتقال آن به انسان به آساني صورت ميپذيرد. اين موضوع به ويژه در مورد فلزات سنگين مانند سرب و جيوه كه از طريق پسابهاي صنعتي موجود در آب رود به زمينهاي كشاورزي راه ميکند، شايسته توجه بيشتر است. در برخي از مناطق كشور به دليل بالابودن سطح آبهاي زيرزميني و تماس فاضلابهاي خانگي و هرزآبهاي كشاورزي با اين آبها، آلودگيهاي ميكروبي به آب رودخانه راه مييابد و در چرخش خود به تغذيهکنندههاي آب از جمله انسان و جانور، آسيبهاي جبرانناپذير ميزند. همچنين براي دفنگاه مواد زائد اگر ارزيابيِ درست انجام نشده باشد، شيرابه حاصل از زباله از سنگبستر عبور کرده و وارد رودخانه ميشود و زمينه آلودگي بيشترش را فراهم ميآورد. رودخانههاي آلوده يكي از عوامل انتقال مستقيم آلودگي به انسان و ايجاد بيماريهاي گوناگون براي اوست؛ كه با توجه به نبود ممنوعيت شنا در تابستان در رودخانههاي آلوده و يا بيتوجهي افراد به نشانهاي هشداردهنده، باكتريها و فلزات سنگين به آساني وارد بدن انسان ميشود و بيماريهاي مختلف گوارشي و تنفسي ايجاد ميکند. مديريت گم شده کشورمان از رودخانههاي زيادي برخوردار است و تنها در استان مازندران 140رودخانه هست که در گستره آن جارياند و براي نگهداري از آنها به نقشههاي زمينشناسي و توپوگرافي(نشان دادن خصوصيات فيزيکي سطح زمين) و نرمافزارهاي مناسب نياز است تا وضعيت رودها نه در سطح ايدهآل که در سطح معمولي حفظ شوند، چرا که ما با حفظ رودها، در حقيقت اكوسيستمهاي مختلف انساني، جانوري، گياهي و آبزيان را حفظ ميكنيم؛ و امروزه كه اين رودخانهها تهديد شدهاند، اين اكوسيستمها نيز رو به نابودي نهادهاند. اما از راهحلهاي موقت آن است كه با استفاده از آفتکشهاي مناسب کمپيامد، رسوبزدايي از بخشهايي از رودخانه، سلامتي نسبي اين رودخانه را تامين کرد؛ که بشود پس از آن برنامهاي درازمدت و بنيادي براي حفاظت دائمي از اين رودها در پيشگرفت. گفته ميشود در سال گذشته، سازمان شيلات مازندران با راهاندازي كارگاههاي تكثير و بازسازي ذخاير، توانست بيش از 8 هزار كيلوگرم تخم ماهيسفيد از 5 رودخانه استان به دست آورد و 200 ميليون قطعه بچه ماهي سفيد توليد و در رودها رها کند. که البته همه اينها مسکن است و بايد به چارهانديشي بنيادي پرداخت. آب را گل نکنيم و به جايش به لايروبي و پاكسازي گياهان زائد کرانه رودخانهها و مصب آنها بپردازيم تا زمينهِ زادآوريِ دوباره ماهيان فراهمآيد و زيستگاههاي طبيعيشان حفظ شود. عبدالرسول تلوري بر اين باور است که کار بيهوده و عبثيست اگر براي لايروبي هزينه کنيم، نقشه و ابزارهاي لازم را تهيه کنيم، همه برنامههاي پرهزينه را اجرايي کنيم ولي برنامهاي براي مراقبت از آن چه به دست آمده نداشته باشيم و برنامههاي تکميلي را پي نگيريم. در آن صورت همه چيز موقت و ناپايدار خواهد بود و نتيجه جالبي به دست نخواهد داد. يک چند زماني اوضاع اندکي و به ظاهر و نه بنيادي، تغيير خواهد کرد و پس از مدت کوتاهي دوباره و با شدت بدتري به واپس برخواهد گشت؛ و اين يعني تباهي سرمايه ملي. ديگر کارشناسان بر اين باورند که همه صدور پروانهها بايد مشروط به بکارگيري تجهيزات مدرن و ارزيابي سازمان محيطزيست باشد و ساختوسازها مجهز به سيپتينك تانك(ديوارهاي پيشساخته بتني) و چاه جاذب و دستگاه تصفيه باشند تا بيش از اين آلودگي به رودخانهها نرسد. دکتر تلوري در اين باره به تاسيسات نوي تهران اشاره ميکند که فاضلاب شرق تهران را تصفيه کرده تا به مصرف جاليزهاي ورامين و شهرري و شهريار برسد. وي همچنين اشاره دارد به تصفيه فاضلاب شهرک اکباتان که پيشتر همه آلودگيهايش به رودخانه کن ميريخت؛ ولي اکنون فاضلاب از دستگاه تصفيه ميگذرد و حتي با سيستمهاي مدرن و حذف چيزهاي زيانبار، از مواد غني موجود در فاضلاب تصفيه شده، مواد غني استخراج ميشود که به کار تهيه کود کشاورزي ميرود. کاري که در اکباتان انجام ميگيرد نشانگر آن است که اگر ما آيندهنگر باشيم ميتوانيم با بازيافت فاضلابهاي آلودهکننده رودخانهها، به فرآورده نويني دست يابيم که ارزش اقتصادي بسيار دارد. علي درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


